گذر عمر
هر وقت که از زمانه دلگیر شدی
پیداست که از قله سرازیر شدی
ای تازه جوان قدر زمان را بشناس
تا چشم ز هم باز کنی پیر شدی
![]()
![]()
![]()
هر وقت که از زمانه دلگیر شدی
پیداست که از قله سرازیر شدی
ای تازه جوان قدر زمان را بشناس
تا چشم ز هم باز کنی پیر شدی
![]()
![]()
![]()
من صبورم اما . . .
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما . . .
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .
من صبورم اما . . .
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .
من صبورم اما . . .
آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!!
دیگر حتی نگاه به آسمان هم جواب دلتنگی من را نمیدهد!
خدایا چرا قلبم اینقدر تند میزند؟
امروز تمام خاطرات مشهد برایم زنده شد!
فکر کنم جواب بیقراریم را پیدا کردم!
من بیقراره گنبد طلایم!
خدایا چرا امسال حرم ملجع درماندگی من نشد؟
خدایا چرا امسال حرم مرا دور راند؟
خدایا چرا لایق وصلش نشدم؟
خدایا چرا اذن به نگاهش نداد؟
خدایا شما به یاد من از آن بالا به حرم نگاه کنید و بگوید که من
دلتنگم!
به پشت سرم که نگاه میکنم هیچ پلی برای برگشت باقی نمانده!
روبه رو ؟
تنها نوره کوچکی که نمیدانم چگونه باید به آن دست یابم!
دیگر از واژه خسته شده ام هم خسته شده ام!
![]()
نمیدونم چرا هرچی سعی میکنم خودم رو شاد نشون بدم نمیشه!
احساس میکنم یه وزنه صد کیلویی روی قلبم سنگینی میکنه!
نمیتونم ذهنم رو روی درسام جمع کنم!
چقدر دلم میخواست الان امام رضا بودم!
دختر عمه های من الان مشهدن!
ای حرمت ملجع درماندگان!
دور مران از در و راهم بده!
لایق وصل تو که من نیستم!
اذن به یک لحظه نگاهم بده!
خنده داره که بخوام باور کنم شما خودتون نیستید!!!!!!!!!!!!!
چشم هایم را بستم یادم نمی آید چندم بود!
اما مطمنئم قبل از ماه رمضان بود!
یک سال پیش یک شب ساعت ۱ رفتم ........
حالا یکساله جز توهین هیچ ندیدم!
من شدم کسی که به بهانه آخرت میخواد از بودن فرار کنه دیگری
کسی که به هر بهانه ایی میخواد منو نفرین کنه!
خنده دار ترین قسمت مسئله میدونید چیه؟
نفرین به بهانه دوست داشتن!
خسته شدم !
کاش ساز رقصیدن من فقط یکی بود
اون وقت به راحتی میتونستم باهاش سر کن!
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
كبرياي توبه را بشكن پشيماني بس است
از جواهرخانه خالي نگهباني بس است
*******
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد مسلماني بس است
*******
خلق دلسنگاند و من آيينه با خود ميبرم
بشكنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است
*******
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است ميبارد! فراواني بس است
*******
نسل پشت نسل تنها امتحان پس ميدهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است
*******
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت ميكنيم
سفرهات را جمع كن اي عشق مهماني بس است!
نمیدونم چرا اصلا حوصله درس خوندن نداشتم!

حوصله نوشتنم ندارم!
اون موقعه ها که خواهر زادم
نمیتونستن بنویسن با گوشیه خواهرم .
چند تا کلمه ردیف میکردن مثلا مثل: "الیبغثلیغز
"
بعد خواهرم واسه ما ترجمه اش میکردن و میفرستادنش
در حال حاضر منم به یه مترجم نیاز دارم ! ![]()
به شدت دلم میخواد برم اسکی

میرسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که شبها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی ..........

سلام.
راستش رو بخواید نتونستم از این وب برم!
یه جورایی بهش وابسته شدم!
خوب که فکر کردم دیدم اونی که منو کوچولو فرض میکنه!!!!
بهتره که وبم رو نخونه!نمیخوام شونه خالی کنم!
من حدود ۱۴سال پیش یه ضربه بزرگ خوردم اما خدا کمکم کرد و باز خودم
رو بالا کشیدم!
حالا هم میدونم که خدا با منه!
اونی که فکر میکنه خودش بزرگه و من کوچولو بهتره اینم بدونه من بین دنیا
و آخرتم اونی رو انتخاب کردم که باید انتخاب میکردم!
حتی اگه پدر ندونن که من بخاطرشون چیکار کردم اما خدا میدونه!
آدم بزرگه زندگی من اینو بدون که من این دلتنگیه کوچولو رو به پای شان
خانواده شما قربونی کردم!
گرچه دیگه مهم نیست!!!!!
سلام
من مجبور شدم که وبم رو تغییر بدم !
با اینکه دوست نداشتم!
آدرس وب جدیدم رو واسه همتون ارسال میکنم!
از این وب با شما خداحافظی میکنم!
در وب جدیدم می بینمتون!
میدانم كه مرا میبینی ای چراغ خاموش شده ی زندگیم
نمیدانم این را دیدی كه من به خاطر تو به همه ی خلقت كفر گفتم؟
تو همه ی هستی ام بودی
تو سرچشمه ی خلقتم بودی
ای امید بی پایان بعد از تو دیگر امیدی برای ماندن ندارم
امشب میخواهم تو را به یاد بیاورم...
چشمانم را میبندم و میخواهم به یاد بیاورم روزهای خوب با تو بودن را
چه روزها كه به انتظار آمدنت ایستادم و امیدم این بود كه خواهی آمد
به یاد ندارم حتی لحظه ای در آمدن تاخیر كرده باشی
میدانم كه امروز برای اولین بار در جایی دیگر تو منتظر من هستی
و امروز چندمین روز از سالهایست كه تاخیر كردم
دوست من؛میترسم ....
میترسم از اینكه از انتظار خسته شوی .....
من هیچ وقت تنهایت نگذاشتم و میدانم امروز تنهایی
به من بگو ...
آنجا همه چیز خوب است .... ؟؟؟؟
آنجا كسی هست كه هنگام ناراحتی مرحم دردهایت باشد ؟؟؟؟
میدانم....به خدا میدانم تنهایی سخت است
برای من كه كشنده است
خوب من
تو را به خدا كمی تحمل كن
می آیم ...
به خدا قسم می آیم ....
من خیلی بی تابم ....
به اندازه ی سهم توام بی تابی میكنم....
دوست پاكم؛من به جای توام
اشك میریزم ...مبادا اشك بریزی
من می آیم ....
آمدنم را به ثانیه حساب كن
و انگاه من ثانیه ها را خواهم كشت
-----------------
ژیلای خوبم من یک روز می آیم!!!!!!

انواع عشق مثل قصه
نوح:از ترس طوفان میان پیشت
ابراهیم: باید همه چیزتو قربانی كنی
مسیح: آخرش به صلیب میكشنت
موسی: یه كم كه دور میشی یه گوساله جاتو میگیره
صدای نفس نفس زدن خود را میشنوم
چقدر سخت میشود تحمل کرد
راست میگویی :" داغ دلم تازه شد"
نه ، نه که فکر کنی برای خودم !مگر نه اینکه وقتی میمیری روی سنگ قبرت
مینویسند جوان ناکام یا مرحومه فلان !!!!!!!
پس پزشک و قاضی و مهندس و بیکار همه در عالم عشق خدا یکی هستند....
میدانی چرا "داغ دلم تازه شد" ؟؟؟؟
آخر قرار بود پدرم را شاد کنم !!!
پدری که گذشت عمر صورتش را چروکیده کرد و حال در این مقطع زمانی دلش
به سربلندیه بچه هایش خوش است !!!!
کم لطفی کردم و به قول کاظم که چند سال پیش گفت :"تاش کن" زیاد تلاش نکردم!!
اینجا آخر دلتنگی های دنیاست!!!!!
نمیدانم از چه بگویم و از چه بنویسم!
اینجا ته دنیاست!
برای کسی که نه راه پس دارد نه راه پیش اینجا آخر دلتنگی های دنیاست!
شده ام بازیچه !!!!
میگریانند و پیش میروند بدونه ناراحتی!!!!
خدای مهربانم بودنت قوت قلبیست بی پایان!
پس باش تامن نیز بتوانم بمانم!
وزیستنی را که تو به من عطا فرمودی را به پایانی زیبا میسر کنم!!!!!