نفرین یا ...... ؟
چشم هایم را بستم یادم نمی آید چندم بود!
اما مطمنئم قبل از ماه رمضان بود!
یک سال پیش یک شب ساعت ۱ رفتم ........
حالا یکساله جز توهین هیچ ندیدم!
من شدم کسی که به بهانه آخرت میخواد از بودن فرار کنه دیگری
کسی که به هر بهانه ایی میخواد منو نفرین کنه!
خنده دار ترین قسمت مسئله میدونید چیه؟
نفرین به بهانه دوست داشتن!
خسته شدم !
کاش ساز رقصیدن من فقط یکی بود
اون وقت به راحتی میتونستم باهاش سر کن!
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۹ ساعت 10:24 توسط دلتنگی
|