سفره ات را جمع کن ای عشق (فاضل نظری)
كبرياي توبه را بشكن پشيماني بس است
از جواهرخانه خالي نگهباني بس است
*******
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد مسلماني بس است
*******
خلق دلسنگاند و من آيينه با خود ميبرم
بشكنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است
*******
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است ميبارد! فراواني بس است
*******
نسل پشت نسل تنها امتحان پس ميدهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است
*******
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت ميكنيم
سفرهات را جمع كن اي عشق مهماني بس است!
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:28 توسط دلتنگی
|